پاييزِ رويايى من !
امشب شب اول مهرِ و من برخلاف سالهاى گذشته حالم تقريبا خوبه !! فقط يه كم .. البته از يه كم بيشتر ، ته دلم استرس دارم همه اش توى حال و هواى سال ديگه هستم فكر كنم تا صبح خوابم نبره ..... چى كار كنم .... دست خودم نيست... دختركم ، پاره تنم ، جگر گوشه ام ، عشقم ، عمرم ، زندگيم ، هستيم .... مهر ديگه راهى مدرسه ميشه وارد محيط جديدى ميشه بدون مادر ، بدون پدر خدايا دختركم رو به تو ميسپارم به قلب من و عزيز دلم آرامش عطا كن مى دونم اين ٣٦٥ روز مثل برق و باد مى گذره .... توكل به خداوند رحيمم ...... الحمدالله ..... دوشنبه ٣١ شهريور ٩٣




