وقتى قلم در دست توست ....
خيلى روان و راحت نقاشى مى كشى ... از هر چيز كه بخواهى با هر حالتى !!! احساس در نقاشيهايت موج ميزند ..... يادم مى آيد يك نقاشى كشيدى كه دخترى كيسه زباله بدستش بود . از چهره دخترك معلوم بود چه بوى گٓندى را تحمل مى كند ...... آخر فسقل من !! اين موضوعات چطور به ذهنت ميرسد ..؟؟ هزاران بار گفته ام باز هم مى گويم ...... عاشق نقاشيهايت هستم دختركم .... ************** گويا دو بانوى پاپيون دار مادرند كه گِرد هر كدامشان چند جين !! بچه به چشم مى خورد ( هزارماشالله به اين همه بچه ) يعنى من عاشق اين تابلوى نقاشيم دختر !! از آنجا كه بالاى هر نقاشى اسمت رو با تاريخ اون روز رو ميزنم ديگر خودت استاد شدى !! اسمت را مى ...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
15:49
مسلمان !!
در راستاى توضيحات ديشب اينجانب در مورد كشورهاى مختلف اين كره خاكى ( البته از روى كره اى كه برات گرفتم ) امروز صبح سوال بسيار فكورانه ازم پرسيدى ..!!!! ديشب با شروع بازى آرژانتين و بلژيك ازم پرسيدى هيچ كدوم ايران نيستن ؟ گفتم نه .... برو كُره ات رو بيار تا برات بگم كدوم كشوران كُره ات رو آوردى اسم كشورها رو برات گفتم با اين توضيح كه توى اين همه كشورهاى كوچيك و بزرگ فقط ايرانه كه آدماش شيعه اند ، مسلمونن اماما رو دوست دارن ، مادرم زهرا رو دوست دارن كشوراى ديگه همه شون مسلمون نيستن مى بينى توى تلويزيون بعضى فيلما رو ميذاره كه خانما روسرى ندارن ، چادر ندارن اونا مسلمون نيستن يه كم ديگه از اسم كشورها پرسيدى و بعدشم كُره ر...
رنگ به رنگ .... از همه رنگ !!
امروز با هم لاك بازى كرديم !!! يك مدل لاك زدن كه منو تو ! ابداع كرديم ! هر انگشت يك رنگ .... دستها و پاها ..... صورتى پر رنگ ، صورتى كم رنگ ، زرد ، سبز ، بنفش ، قرمز .... وقتى ميريم لاك فروشى آزادت مى ذارم تا هر رنگى رو مى خواى خودت انتخاب كنى براى خودت كيفى مى كنى قند عسلم ... الحمدالله ..... جمعه ١٣ تير ٩٣ ...
بهشت ِ ما سه نفر !
روياهات درباره بهشت همچنان به راهه... يه دفعه پرسيدى وقتى ما بريم بهشت سه تاييمون پيش هم هستيم ؟ گفتم انشالله عزيزم .... ما سه تايى بايد هم مواظب خودمون باشيم و هم مراقب همديگه باشيم تا حرف شيطون رو گوش نكنيم ، گولش رو نخوريم ، تا سه تايى با هم بريم بهشت ! حالا از اون روز تا يه كارى مى كنى يا حرف گوش نمى كنى و من عصبانى ميشم از دستت ..... تا اخمام ميره توى هم، مى گى عصبانى نشيا وگرنه سه تامون با هم نميريم بهشت !!!!!!! يك همچين دختر به فكرى هستى شما ....... يك چيز ديگه هم بهت گفتم ...... يه دفعه سراغ جايزه هاى فرشته ها رو گرفتى كه هر شب كنار تختت ميذاشتن گفتى چرا فرشته ها ديگه بهم جايزه نميدن من كار خوب مى كنم ...
رختخواب جوجه ها
چقدر زيباست دنياى تو .... دنياى كودكانه تو ..... دنيايى كه هر اتفاقى مى تواند شيرين باشد برايت هر چيزى برايت حكم بازى را دارد حكم يك وسيله بازى ! مهم نيست آن چيز وسايل خودت باشد يا وسايل من يا حتى وسايل آشپزخانه ! مهم اين است كه تو سرگرم باشى و راضى .... حالا با هر وسيله اى... حتى اگر قاشق مخصوص شكر را برداشته باشى آن هم به عنوان رختخواب جوجه هاى كاموايت !!! شاد باش دخترم .... شاااااااد من نيز در شاديت شريكم عزيزكم الحمدالله ... دوشنبه ٩ تير٩٣ ...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
15:29
دختر باهوش
_ مامان من خيلى باهوشم !!! : اِاِ..... _ چون من هر چى گم ميشه پيا ميكنم بعدشم من همه رو خسته مى كنم دايى امير داشت با من بازى مى كرد بپر بپر بعد گفت ديگه نمى تونم خسته شدم .... من خيلى باهوشم !!!!!! چون مى تونم هر كى اذيت كنه هُلش بدم الحمدالله ..... يكشنبه ٩ تير ٩٣ ...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
20:35
ناراحت ، شاد، گريون !
اينسه تا از نقاشياى اين ترمت هست روى چهره و حالت صورت كار مى كردين اولى ناراحتى دومى شاد و خندون و سومى گريون ! عاشق نقاشياتم دخترك نازم الحمدالله ..... شنبه ٧ تير ٩٣ ...
قرار هر سال ....
يك دختر خانم چهار ساله !
يادمه وقتى مى خواستى كاملا وارد چهار سالگى بشى من چقدر دلم براى سه سالگيت تنگ ميشد فكر مى كردم شيرين زبونيات تموم ميشه ولى من عاشقتم دخترم .... عاشق چهارسالگيتم .... عاشق فهم و شعور و حرف زدن و نقاشيات و استنباط هات هستم دختركم ... خودت مى دونى دوست دارم بخورمت وقتى نقاشيات رو مى بينم وقتى بازى كردنت رو مى بينم حرف زدنات رو كه ديگه غشششششش ..... خيلى فهميده تر شدى نسبت به مسايل اطرافت گاهى وقتى از دست من يا بابا ناراحت ميشى مى گى كاش اصلا تو منو درنياورده بودى و من همينجور توى شيكمت مى موندم !! يا مثلا ديروز خواستى بابا ببردت پارك ولى نتونست تو هم ناراحت شدى و گفتى كاش اصلا تو با بابا ازدباج نكرده بودى ...!!!! يك حرفايى مى زنى ...







