امروز جلسه هفتم كلاس نقاشى و سفالت بود آخر كلاس سفال خاله مهربون بهت گفت براى دفعه بعد شما دستيارشى ! خيلى خوشحالى .... منم از خوشحاليت خوشحالم امروز يه فيل خيلى خوشگل درست كردى وقتى اومديم خونه عروسك تولوت رو نشون دادى و گفتى شكل اين درست كردم بعد از كلاس حدودا ٤٥ دقيقه داشتى با بچه ها توى حياط مى دويدى و بازى مى كردى آخر سر هم با گريه اومدى .... از يه چيزى خيلى ناراحتم اينكه توى كلاس خيلى آرومى و اصلا حرفت و خواسته ات رو نمى گى اگرم بگى اونقدر آرومه كه خاله نمى شنوه توى اون شلوغى كلاس .... از اين بابت خيلى غصه مى خورم با اينكه توى خونه و توى فاميل اين طورى نيستى توى جمع غريبه آروم ميشى ولى توى كلاس خيلى بيش...