تیر و کمان....!!!!!
جمعه 19آذر :
کار جدیدی که از بابایی یاد گرفتی البته فقط ژست تیر زدن رو می گیری .....!!!

****
یک کتاب شعر داری به اسم ترانه های مامانی خیلی این کتابت رو دوست داری مخصوصا سه تاشو که تقریبا حفظ هم هستی یکی از این شعرها اسمش صدای پا ست :

اومدی پیشم گفتی :
مامان این تسنیمه که داره عروسک بازی می کنه اینم علی کوچولو بزرگ شده داره نقاشی میکشه ....!!!!! خیلی برام جالب بود که تو میدونی الان علی کوچولو نمیتونه این کار رو بکنه باید بزرگتر بشه تا بتونه نقاشی کنه ...
این شعر رو که دوست داری برات می نویسم
مامان دوباره رفته بود
کجا؟اداره رفته بود!
حالا یواش یواش می آد
داره صدای پاش می آد
خیلی دلم تنگه براش
نشسته ام پیش داداش
یکی اومدتوی خونه
وای خداجون مامان جونه
13 آذر 91
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تیر و کمان....!!!!!
