دندونپزكش !!!!
اول از همه بگم كه به دندون پزشك يه چيز خيلى با مزه مى گى كه الان يادم نمياد فقط به پزشكش مى گى پزكش !! امروز وقت دكتر دندون برات گرفته بودم خودم يه نگاه به دندونات انداخته بودم به نظرم يه دندونت احتمال پوسيدگى داشت البته مطمئن نبودم چون بين دو دندونت فاصله بود و يه كم سياه شده بود به نظرم به خاطر همين با ترس و لرز برات وقت گرفتم اينقدر دعا دعا كردم كه چيزى نباشه ..... خلاصه با هم رفتيم . زودترم رسيديم يه كم نشستى و خوراكى خوردى و با عروسك كيتى بازى كردى و بعدشم كمى آيپد بازى تا بالاخره نوبتمون شد نشوندمت روى صندلى آقاى دكتر تحويلت گرفت و اسمت و پرسيد بعدشم اومد نشست تا دندونات رو ببينه همون جور كه نگاه مى كرد گفت مسواك مى ز...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
19:31
پاييزِ رويايى من !
امشب شب اول مهرِ و من برخلاف سالهاى گذشته حالم تقريبا خوبه !! فقط يه كم .. البته از يه كم بيشتر ، ته دلم استرس دارم همه اش توى حال و هواى سال ديگه هستم فكر كنم تا صبح خوابم نبره ..... چى كار كنم .... دست خودم نيست... دختركم ، پاره تنم ، جگر گوشه ام ، عشقم ، عمرم ، زندگيم ، هستيم .... مهر ديگه راهى مدرسه ميشه وارد محيط جديدى ميشه بدون مادر ، بدون پدر خدايا دختركم رو به تو ميسپارم به قلب من و عزيز دلم آرامش عطا كن مى دونم اين ٣٦٥ روز مثل برق و باد مى گذره .... توكل به خداوند رحيمم ...... الحمدالله ..... دوشنبه ٣١ شهريور ٩٣
تصميم جديد
امروز وقتى داشتيم صبحانه مى خورديم يه دفعه گفتى مامان اصلا يه بچه ديگه نيار ....!!!!!! گفتم اِ.... چرا ؟؟؟؟ گفتى چون اون وقت همش بايد اونو بغل كنى و منو بغل نمى كنى ....!!!!!! چه جورى به اين نتيجه رسيدى الله عالم .... الحمدالله ٣٠ شهريور ٩٣
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
11:10
تفاوت
از الان كاملا مشخصه كه نسلهامون با هم تفاوت داره .... نسل من يعنى همسن و سالهاى من ، توى بچگيمون وايبر نداشتيم .... البته خيلى چيزا رو نداشتيم و خيلى چيزا رو درست نمى دونستيم و هيچ وقت انجامش نمى داديم .... ولى الان همون كارا خيلى عادى شده ... از الان حس مى كنم اين تفاوت رو .... يك دختر بچه حدودا ٥ ساله روى كاغذ يه قلب قرمز مى كشه و ميده به مامانش مى گه دوست دارم ..... كارى كه من وقتى كه دبستان بودم ، يا نه فكر مى كنم راهنمايى بودم كه بچه هاى مدرسه براى هم قلب مى كشيدن .... كه البته مامانجون ( مامانم ) بهمون گفته بود قلب كشيدن براى كسى خوب نيستشايد منظورش براى بچه هاى مدرسه بوده ولى حالا دختر فسقلى پنج ساله بنده ...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
16:13
قفل
دو روزه چند تا قفل بزرگ و نامرئى زدى به دست و پاهات ! گاهى هم لُپات ! اجازه بوسيدن بهم نمى دى و مى گى : قفللللللللللللله ........ بعدشم اگه غافلگيرانه بوست كنم بوسا رو مى كٓنى و پرت مى كنى اينور و اونور !!! مى گم مگه تو بازى آيپدى كه دست و پاهات قفله ؟؟؟؟؟؟ امان از دست تو وروجك كه نمى ذارى درست و حسابى بوست كنم بچلونمت بخورمت ! امروز روز سومى هستش كه هفت و نيم صبح بيدار ميشى ........ دوستت دارم دخترك ناز و قشنگم ...... الحمدالله .... دوشنبه ٢٤ شهريور ٩٣
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
9:06
پروفسور مرتضى و .....
بشقاب ، خوشحال ، آبگوشت ، از جمله لغاتى هستند كه تا همين چند هفته پيش ، بشداق ، خوشلال و آبموش تلفظ ميشدند كه به بركت توضيحات مامانجون ( ... خانم ) اكنون درست تلفظ ميشوند ..... واقعا چه حيف در عوض منو بابا همچنان ميگيم خوشلال هستيم ، ميگيم ناهار آبموش داريم و بشداق رو بده !! حالا اين تويى كه مرتب تلفظ صحيح اين كلمات رو به ما گوشزد مى كنى زبان ما هم كه اصلا نمى چرخد !!! ----------------- اين روزها كارتون پرفسور بالتازار رو كه يادآور خاطرات بچگى ماست ، از شبكه پويا پخش ميكنه و تلفظ تو خيلى خنده داره " پروفسور مرتضى " !!!!!!!!!!!!!! من كه از خنده غش كردم ........ الحمدالله على كل حال..... جمعه ٢١ ش...
نویسنده :
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰
21:24




