✿ــــ✿

يادى از قديما ....

امروز يه كم توى صفحات وبلاگت مى چرخيدم .... چقدر شيرين بود عزيزكم .... خوندن خاطراتت ، شيرين زبونيات ، عكسهات و ..... گاهى خنديدم و گاهى اشك گوشه چشمانم جمع شد .... يادمه توى يه پست از تو و زهرا نوشته بودم زهرا دخترىِ كه تا قبل از مدرسه پدر و مادرش توى خونه باهاش عربى حرف ميزدن ... الان خوب زهرا رو ميشناسى نوه دايى مامانجون رو ميگم .... وقتى كوچيك بودى بيشتر زهرا رو خونه مامان بزرگ مامانجون ميديدم البته خيلى نه فقط سالى چند بار خيلى برام جالب بود كه چطور با اون كه فقط عربى حرف ميزد ارتباط برقرار مى كردى و با هم غرق بازى ميشدين البته اون فارسى متوجه ميشد ولى فقط عربى حرف ميزد.... حالا همون زهرا دوست تو شده توى مدرسه!! خيلى جالبه .... ال...
16 مهر 1396

٢٢ ماهه قلدر !

دو روز از شروع ٢٢ ماهگيت گذشته خانم كوچولوى فقط يك كلام من !! اينو مى گم چون فقط بايد حرف خودت باشه و كارى رو كه دوست دارى انجام بدى .... هر چى باشه براى خودت شخصيتى هستى ديگه بايد هر كارى رو كه دوست دارى تجربه كنى هر طور كه شده حتى با كشيدن جيغهاى رنگ و وارنگ !! دامنه كلماتت بيشتر شده و واضح حرفت رو مى گى ولى بازم نمى دونم چرا بيشتر من و خواهرت متوجه ميشيم !  چند تا كلمه بامزه ات  چِكاله بازى ! دوچرخه بازى  پِسوكى ! پستونك زِبت ! زينب به تسنيم هم مى گى تسيم آهان به سرسره هم ميگى سُلسلات! البته الان بهتر شده ميگى سُلسله ! *********** روزها كه خواهرى يا به قول خودت هابيى ! مدرسه ست  حسابى بهونه م...
16 مهر 1396

شروع تعطيلات

بعد از جشن آخر سالت (جشن الفبا) ديگه رسما تعطيلات تابستونيت شروع شده كه البته شروع شادى بود چون چهارم خرداد بله لرون خاله نازنينت بود ! من تا روز آخر ازت مخفى كردم چون فكر مى كردم خيلى ناراحت بشى ولى طبق معمول غافلگير شدم و تو خيلى خوب برخورد كردى حتى با خواهرت شروع به دست زدن كردين و كلى شادى كردين با هم !! ماه رمضان هم شروع شده و ما امسال فعلا جايى نرفتيم و توى خونه هستيم ... خواهر كوچولوت هم فردا ١٨ ماهه ميشه  الحمدلله ... ١٣/٣/٩٦
13 خرداد 1396

خداحافظ كلاس اول !

روزهاى شيرين كلاس اول خداحافظ ! شور و شوق يادگيرى الفبا خداحافظ ! كلاس اولى شيرين من خداحافظ ! اولين  و آخرين تجربه كلاس اولى بودنت را پشت سر گذاشتى دختركم .. تبريك مى گم بهت عزيزترينم .. هر چه فكر مى كنم فقط خاطرات خوش هست كه توى ذهنم مياد از كلاس اول بودنت .... خدا رو شكر ...  اميدوارم براى تو هم روزهاى خوب و خوشى بوده باشه... كاش زندگى هم به سادگى آموختن الفبا بود عزيزكم ... از زندگى بايد درسهاى سخت ترى آموخت ... امتحانات زندگى هم سخت تر نوشتن فارسى و جمله سازيست ... تو امسال با كلمات مختلف جمله ساختى .... هر جمله اى كه دوست داشتى ! اما در زندگى بايد جملاتى را بسازى كه مطابق ميلت نيست .... جانِ مادر ، از خدا...
3 خرداد 1396

خانم سواد دار

امروز ٩ اسفند ١٣٩٥ دخترخانم كلاس اوليه من دو تا حرف ديگه رو هم خوند "ض و ح"  الان فقط دو تا حرف " غ و ظ " مونده تا دختركم يه خانم باسواد بشه  پس فردا چهارشنبه ١١ اسفند نوبت من ميشه كه همراه دختركم برم سركلاسشون و تا ظهر پيشش باشم خيلى منتظر همچين روزى بودم با اينكه دو تا خواهرا سرما خوردن و چندان حال خوشى ندارند.... فكر مى كنم اسم اين دو تا خواهر رو بايد توى كتاب گينس ثبت كنم !! ركورد دار سرماخوردگى هستند در پاييز و زمستان امسال  حدودا ٢٠ روز ديگه مونده تا بهار .... تا نوروز ٩٦ خدايا شكرت
9 اسفند 1395

شاگرد اولِ من ....

خانم كوچولوى عزيزم ، كلاس اولى نازنينم ... عاشقتم با اين خوندن و نوشتنت ... خيييييلى با حال ، شاد و شنگول و خوشحالى از اينكه دارى خوندن ياد مى گيرى اونقدر ذوق زده اى كه دوست دارى همه حروف رو خودت ياد بگيرى و منتظر مدرسه نمانى !!! مرتب مياى ازم سوال مى كنى مامان ... آ بالاش يه نقطه چى ميشه ؟؟؟ مامان س با يه نقطه چى ميشه ؟؟ ر با دو تا نقطه داريم ؟؟ خلاصه اينكه همه اش در جستجوى كشف حروف جديدى و منم كلى از دست تو و حروف ابداعيت مى خندم .... فكر آ بالاش يه نقطه !!!!! يعنى منفجر شدم از خنده !!! بعد از كلى پرسش و پاسخ خودت ز ، ش ، ژ ، يـ ، اُ ، كـ رو كشف كردى !!!! نابغه من .... الان حروف آ ، ب ، ت، س ، آ، او ، د، ر و ن رو خوندى با كمك اينا خودت اون...
4 دی 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ✿ــــ✿ می باشد